آستان جانان
...

دقت کرده اي ؟
گذران اين روزهاي پس از نيمه شعبان چه قدر سخت و سنگين است ؟
دلت مي خواهد زمان در خود سرگردان شود و به اين بهانه کمي کندتر عبور کند ...
دلت مي خواهد فرياد بزني : چه زود بايد بساط شعف را از کره خاکي جمع کرد !
دلت مي خواهد هر روزت بوي نيمه شعبان داشت و به اين بهانه خنده اي بر لب ، تا که غمهاي دلت به دست بي خيالي سپرده شوند .
دلت مي خواهد هنوز فرصت ريختن اشک شوق داشتي و چشمي براي انتظار ...
دلت مي خواهد هنوز کوچه پس کوچه هاي دلت را آب و جارو کني ! و در و ديوار دلت را آيينه بندان !
دقت کرده اي ؟
کمتر کسي دلش آمده است ، زيور آلات کوچه پس کوچه ها را باز کند ...
انگار که هنوز همه منتظرند !
انگار دلهاي همه کمي گرفته است و مي خواهند به اين بهانه شادي کنند .
نمي دانم چرا اين روزهاي پس از نيمه شعبان کمي دلم گرفته است ! مجال شادي و اميدي براي ادامه راه مي خواهم !!!

اگر شوق ديدار ماه رمضان در پيش نبود ، وداع با نيمه شعبان محال بود !

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۳/٧/۱٥ - پری ناز

کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد !!!

پيشکش به آنان که با آرزو زيستند
و از درس انتظار ،
يک جمعه غيبت نکردند ....

اي عاشقان ! اي عاشقان ! دل را چراغاني کنيد
اي مـي فروشان ، شهر را ، انگــور مهماني کنيد

**********************

باغ ها را چراغان کنيد !
من در راهم ؛
اندک آب خود را به خاک راه آلوده نکنيد .
آمدنم ، مثل شعر ناگهاني است ؛
مثل سبزه ، نقاش زمين است ؛
مثل گريه ، با خود هزار عاطفه مي آورد ؛
آمدنم ، مثل تحويل سال است . پر از خنده و ديدار .
آمدنم ، آمدني است ؛
فانوس ها را يک يک به کوچه آوريد . در آبگينه هايشان آتش بريزيد تا در صبح استقبال کسي دلمرده نباشد ؛
ندبه بخوانيد !!!
ندبه هميشه تازه است ! ندبه هر روز شما را جمعه مي کند ...
من با ندبه هاي شما مي بالم .
من تنگي دل شما را مي شناسم .
من تنهايي شما هستم .
از دوري و ديري با من بگوييد . جز من کسي حرف شما را باور نمي کند .
مرا باور کنيد ؛
اسب آرزوهاي شما تنها در چمن ظهور من چابک است .
آيا ناباوران ، از ياد برده اند که شما جمعه شناسان هفته انتظاريد ؟
نمي دانند شما شبها مرا ، در گهواره روياهاي خود مي خوابانيد ؟ و روزها زمين را با آهن اندوه مي شکافيد ؟
من مي آيم ، که هر سال ، بهار آمدني است .
من مي آيم که سفره شما بي نان نباشد و هفته شما بي جمعه !
مرا بخواهيد ؛ اگر بهاي آن شکستن است ؛ ماه بي شکستن تمام نمي شود ؛
از من برخيزيد ؛ اگر آخر آن نشستن است ؛ شمع از شعله برخواسته نشست .
آفت عشق را بشناسيد : بي تابي است !
آمدنم دور نيست ...

**********************

به سر آمد شب هجران و سحر نزديک است
صبر کن صبر که هنگام ظـفــر نزديک است

عمري است که اشکهايم را در کوزه حسرتها انباشته ام و انتظار جمعه اي را مي کشم که جويبار ظهورت از پشت کوههاي غيبت سرازير شود ؛ تا آن کوزه و آن حسرتها را به آن دريا بريزم و سبکبار ، تن خسته ام را در زلال آن بشويم .
آيا دلتنگ ندبه هاي من نيستي ؟
آيا ندبه هاي مرا از اين دلتنگ تر مي خواهي ؟
مي گويند : تو از همه پدرها ، مهربانتري !!!
پس به حرمت جمعه هايي که شمرده ام ؛ بيا ...

من تمام شده ام ؛ بيا !!!

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۳/٧/٩ - پری ناز