آستان جانان
نذرت ادا!

گفتي:
نذر کرده ام ديدن شب چشمانت را...،
در ستاره چيني شبانه ات؛
وقتي که ستاره ها را يکي يکي از دامان خدا مي چيني و به سياهي چشمانت سنجاق مي کني.

-نذرت ادا؛ ستاره نشين دامان چين دار خدا!
گفتم شايد تو باشي آن ستاره اي که جفت مي شود با شب تاريک چشمانم...

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٥/۳/۱٧ - پری ناز

...!

چه مي داند کسي؟!
شايد همين است معناي قرار؛
در بند افتادن و طعمه ي صياد شدن...!

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٥/۳/٢ - پری ناز