آستان جانان
ديدار با زينب

السلام عليک يا ام المصائب يا زينب !

نگو چرا گريه مي کني اي داغدار هر چه مصيبت ! ام المصائب ! زينب بزرگ !
مگر نه خداوندي که به شهادت حسين (ع) عاشقانه مي نگريست ، اسارت تو کوههاي خشمش را لرزاند و اقيانوس آرام صبرش را متلاطم کرد ؟ و غضب بسببها الرب الجليل .
پس بگذار گريه کنم اي حامي ولايت مظلوم ! همسنگر امامت معصوم ! يا تالي المعصوم ! و چگونه آرام بگيرم بر مصيبتي که حتي سمهاي اسبان را از اشک چشمانشان تر کرد !
اگر نديده بودم که علي (ع) با تو دردانه خويش چه مي کرد ، اگر نديده بوديم که حتي براي زيارت قبر پيغمبر ، حسن و حسين را دو برادر از پس و پيش به همراهت مي فرستاد و تو را شبانه 
راهي زيارت مي کرد که مبادا چشم هيچ نا محرمي به هيات مقدس تو بيفتد ، اگر نديده بوديم اين همه را شايد بدن کبودت از زخم تازيانه ها اينگونه خاکسترمان نمي کرد !!

و آنگاه که بر شتر بي جهاز آنسان سوارت کردند اين جمله را هرگز نمي گفتي که :
" اخي ابالفضل ، انت الذي رکبتني اذا اردت الخروج من المدينة "
برادرم ابالفضل ! به هنگام خروج از مدينه تو بودي که مرا بر مرکب نشاندي ...

عمه جان ! مي داني که اين کلام تو با چگر ما چه کرد ؟
عمه جان ! زينب ! چشمي بر مصيبتهاي شما گريه مي کند و چشمي بر حلمتان !

" السلام عليک ايتها البعيدة من الاوطان ، السلام عليک ايتها الاسيرة في البلدان ، السلام عليک ايتها الامتحيرة في خرابة شام "
سلام بر تو اي بانوي غريب دور از وطن ، سلام به تو اي اسير شهر به شهر و اي زنداني وادي به وادي ، سلام بر تو اي که در خرابه شام مسکن گزيدي . سلام بر تحير تو به هنگام ديدن سر
برادر ! سلام بر تسلط تو ! سلام بر صبر تو و سکوت تو و فرياد تو و قنوت تو ! سلام بر ملتمس دعاي حسين (ع) ! سلام بر نمازهاي شب بي انقطاع تو ! و سلام بر جگر سوخته تو !

نوشته : سيد مهدي شجاعي

يابن امي جارت الدنيا علينا
يا اخـي انـا من الاسـر اتينـا

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۳/۱/٢٢ - پری ناز