آستان جانان
کمال عدل به فرياد دادخواه رسيد !!!

پيشکش به آنان که با آرزو زيستند
و از درس انتظار ،
يک جمعه غيبت نکردند ....

اي عاشقان ! اي عاشقان ! دل را چراغاني کنيد
اي مـي فروشان ، شهر را ، انگــور مهماني کنيد

**********************

باغ ها را چراغان کنيد !
من در راهم ؛
اندک آب خود را به خاک راه آلوده نکنيد .
آمدنم ، مثل شعر ناگهاني است ؛
مثل سبزه ، نقاش زمين است ؛
مثل گريه ، با خود هزار عاطفه مي آورد ؛
آمدنم ، مثل تحويل سال است . پر از خنده و ديدار .
آمدنم ، آمدني است ؛
فانوس ها را يک يک به کوچه آوريد . در آبگينه هايشان آتش بريزيد تا در صبح استقبال کسي دلمرده نباشد ؛
ندبه بخوانيد !!!
ندبه هميشه تازه است ! ندبه هر روز شما را جمعه مي کند ...
من با ندبه هاي شما مي بالم .
من تنگي دل شما را مي شناسم .
من تنهايي شما هستم .
از دوري و ديري با من بگوييد . جز من کسي حرف شما را باور نمي کند .
مرا باور کنيد ؛
اسب آرزوهاي شما تنها در چمن ظهور من چابک است .
آيا ناباوران ، از ياد برده اند که شما جمعه شناسان هفته انتظاريد ؟
نمي دانند شما شبها مرا ، در گهواره روياهاي خود مي خوابانيد ؟ و روزها زمين را با آهن اندوه مي شکافيد ؟
من مي آيم ، که هر سال ، بهار آمدني است .
من مي آيم که سفره شما بي نان نباشد و هفته شما بي جمعه !
مرا بخواهيد ؛ اگر بهاي آن شکستن است ؛ ماه بي شکستن تمام نمي شود ؛
از من برخيزيد ؛ اگر آخر آن نشستن است ؛ شمع از شعله برخواسته نشست .
آفت عشق را بشناسيد : بي تابي است !
آمدنم دور نيست ...

**********************

به سر آمد شب هجران و سحر نزديک است
صبر کن صبر که هنگام ظـفــر نزديک است

عمري است که اشکهايم را در کوزه حسرتها انباشته ام و انتظار جمعه اي را مي کشم که جويبار ظهورت از پشت کوههاي غيبت سرازير شود ؛ تا آن کوزه و آن حسرتها را به آن دريا بريزم و سبکبار ، تن خسته ام را در زلال آن بشويم .
آيا دلتنگ ندبه هاي من نيستي ؟
آيا ندبه هاي مرا از اين دلتنگ تر مي خواهي ؟
مي گويند : تو از همه پدرها ، مهربانتري !!!
پس به حرمت جمعه هايي که شمرده ام ؛ بيا ...

من تمام شده ام ؛ بيا !!!

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۳/٧/٩ - پری ناز