آستان جانان
...

همیشه همین است رسم روزگار!
وقتی دلت می لرزد، یقین جایش را به شک می دهد.
وقتی می خواهی ادامه بدهی،‌ قدرت اختیار از تو سلب می شود و هزار شاهراه در مسیرت قرار می گیرد.
وقتی در خودت مانده ای، دیگران روزی ات می شوند.
وقتی می مانی که با خودت و اینان چه کنی، به تعداد اینان نیز افزوده می شود!
حالا که هر چه کنم، با من آن می کند که دلم رسم آموختنش را از یاد برده، تنها سکوت می کنم...!

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟!

......................
...............
.......
..
.

دل از من؛
مهر از تو؛
اجازه هست کسی این میان دیوانه شود، جز تو؟!
آنش با من...

......................
...............
.......
..
.

چندی ست دلم بد مستی می کند!
پیاله ای قرارش می دهی؟!

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٥/٢/۱٥ - پری ناز