آستان جانان
بیا تا جهان را تلاوت کنیم...!

مانده بود چه بخواندش!
چگونه خطابش کند!
از کدامین آیه آیه های هستی سراغش را بگیرد؟!
اصلا بگوید یا الله؟! یا رحمن؟!
مگر فاصله ای بود میان او و معشوق، که او را "یا" خطاب کند؟!
سینه اش به تنگ آمده بود! جهان به وجد...
دیگر در هستی جای نمی گرفت! هستی در او نشسته بود!
به نداشته هایش پناه برد!
به حرای تاریک...
و می دانست که ظلمت شب را سپیده ای است به رنگ رحمت دوست...
***
هر چه که بود، قیام کرده بود و سرک می کشید برای تماشای قامتی که جهان را به قیامت کشانده است!
ندایی به درون خویش خواندش و هم صدایی را طلب کرد برای تلاوت آیه آیه های جهان هستی:
"اِقرا بِسمِ رَبِّکَ الّذی خَلَق!"1
_بخوان به نام هستی که قرآن مصور است!
و آیه ها در آن،
به جای اینکه بنشینند، ایستاده اند..._2
بخوان که پرودگارت از هر کریمی، کریمتر است!
همو که تو را از ظلمت ناآگاهی رهانید و جهان را در چشم های تو تلاوت کرد!
زین پس، این تو و این چشمان عاشق تو... و جهانی که التهاب دیدن تو را طلب می کنند!
اینک حرای تو، نه غاری تنگ و تاریک، که دلهای حزینی است که با رعد صدای تو، خود را دیگرگون می یابند!
وقتی که از کوه پایین می آیی، بدان که دستان خدا را منتشر می کنی!
رسالتت، آغاز رویشی سبز می شود برای دستانی که اجابت را به لبیک نشانده اند!
"یآاَیُّهَاالّرَسُولُ بَلّغ ما اُنزلَ اِلَیکَ مِن رَبّّکَ وَاِن لَم تَفعَل فَما بَلّغتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ اِنَّ اللهَ لا یَهدِی القَومَ الکافِرینَ"3
***
...همه‌ی او شده بود تمامی معشوق!
و تمامی معشوق، پیش چشمان فرشتگان می بالید...!
***
.............................
.................
......
.
و تو را نیز مبعوث شدنی است!
حرای خود را بیاب، که وقت، تنگ است...

پ.ن:
1- سوره علق/آیه 1
2- جهان قرآن مصور است/و آیه ها در آن/به جای اینکه بنشینند، ایستاده اند/درخت یک مفهوم است/دریا یک مفهوم است/جنگل و خاک و ابر/خورشید و ماه
و گیاه/با چشم های عاشق بیا/تا جهان را تلاوت کنیم! (سلمان هراتی)
3- سوره مائده/آیه 67

87/5/4

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٧/٥/۸ - پری ناز