آستان جانان
آخرین شکوای سبز ...

سعي کنيد صفات خدايي در شما زنده شود ؛ خداوند کريم است ، شما هم کريم باشيد . رحيم است ، رحيم باشيد . ستار است ، ستار باشيد ...
" از سخنان شيخ رجبعلي خياط "

خدايا دلم مي خواهد در اين آخرين مناجات تمام حرفهايي رو که در گوشه دلم مونده و شايد فراموش کرده باشم که در شبهاي قدر به تو بگويم را باز گو کنم . باشد که با صبوري خودت حرفهايم را بپذيري ...
خداي من ! قصد من به هنگام ارتکاب گناه ، نافرماني تو نبوده است ؛
نمي خواسته ام منکر خدايي تو باشم ؛
نمي خواسته ام فرمان تو را سبک بشمارم و زير پا بگذارم ؛
نمي خواسته ام متعرض کيفر تو باشم ؛
نمي خواسته ام به تهديدها و عيدهاي تو بي اعتنايي کنم ؛
نه هرگز چنين نبود ...
بلکه اين نفس من بود که مرا مي فريفت و اين هوس بود که بر من چيره مي شد و اين بخت بد من بود که به ياري مي شتافت و اين پرده پوشي تو بود که مرا مغرور مي کرد .
چنين مي شد که پاي پرهيزم مي لغزيد و به وادي گناه مي افتادم و معصيت تو را مرتکب مي شدم .
اما اکنون چه کس مي تواند مرا از عذاب تو برهاند ؟
فردا چه کسي مي تواند از دست دشمنان خلاصم کند ؟
به کدام ريسمان مي توانم بياويزم اگر تو رشته محبت خود را از من بگسلي ؟
پس واي بر من ! واي بر رسوايي ام ! واي بر آنچه در نامه اعمالم ثبت کرده اي !
اگر کرامت تو نبود و وسعت رحمت تو ،
اگر نهي تو از نوميدي نبود ، هر بار به ياد اين همه گناه مي افتادم ، به وادي ياس مطلق سقوط مي کردم .
اي بهترين کسي که مي توان با او نجوا کرد ، و اي برترين کسي که مي توان به او اميد بست !
خدايا ! در پناه پرچم اسلام ، به تو توسل مي جويم و به حرمت قرآن ، به تو اعتماد مي کنم و با محبت پيامبرت ، به درگاه تو تقرب مي جويم .
آن پيامبر امي ، پيامبر هاشمي قريشي ، پيامبر عرب تهامي ، پيامبر مکي مدني .
پس اين دل مومني که هواي موانست با تو دارد ، دچار وادي وحشت مکن .
اين سري که سوداي همدمي با تو دارد ، بر بالين هراس مپسند .
خدايا ! حساب مرا در کتاب آنان که به پرستش غير تو تن دادند ، نياور ؛
مردمي که فقط به زبان ، ايمان آوردند تا جان خويش را برهانند و به آمال خويش دست يابند .
ما نه فقط با زبان که هم با دل خويش به تو مومن شديم تا در آغوش عفو خودت ، پناهمان دهي و دستمان را به ميوه آرزوهامان برساني و اميد به خودت را در سينه هامان تثبيت کني و دلهامان را پس از هدايت از لغزش و کژي مصون بداري و از چشمه رحمت خودت سيرابمان کني ... که تو بخشنده اي بي نظيري !
به عزتت سوگند که اگر مرا براني هم ، از درگاهت نمي روم و از زمزمه الهامات قلبي ام در شناخت کرامتت دست نمي کشم و پا از وادي بي منتهاي رحمتت بيرون نمي گذارم .
بنده به کجا مي تواند بگريزد جز دامان مولاي خود ؟
مخلوق ، به کجا مي تواند بگريزد جز دامان مولاي خود ؟
خدايا ! حتي اگر به بندم کشي و روي لطف از من بپوشي و در عيان کردن بدي هاي من در نظر خلايق بکوشي ،
حتي اگر مرا به آتشت اندازي و ميان من و خوبان درگاهت فاصله اندازي ،
محال است که دست اميد از ضريح لطف تو بردارم و روي آرزو از آستان مهر تو بگردانم .
محال است که محبتت را از دلم برانم و نعمت هايم را به بوته نسيان سپارم و پرده پوشيت را در اين دنيا از ياد برم .
خدايا ! من از تو صبري زيبا مي طلبم و گشايشي نزديک و گفتاري درست و پاداشي بزرگ ...
پروردگارا ! من از تو تمامت خوبي را طلب مي کنم ، از آنچه مي فهمم و از آنچه نمي فهمم ...

گر چه سياه رو شدم ، غلام تو هستم
خواجه مگر بنده سياه ندارد ؟!


این هم ماه مبارک رمضان ...
چه زود بار سفر را بست و خاکیان را وداع گفت ؛ چه زود سایه رحمت خود را از سر ما برداشت ؛ و چه زود ...
مي گويند به همان اندازه اي که ما زمينيان دلمان براي وداع براي اين ماه مي گيرد و با اشک او را وداع مي کنيم ، اين ماه هم در قيامت ما را در آغوش مي گيردو همان اندازه به ما عشق مي ورزد ...
دوستان خوب ! بياييد يه قراري با هم بذاريم . وقتي که هلال ماه شوال رو ديديم و خبر عيد رو شنيديم براي هم دعا کنيم و اولين دعايي که مي کنيم فرج مهدي فاطمه (عج) باشه ...

التماس دعاي عاجزانه از همه شما خوبان ، تا بعد ...

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸۱/٩/۱٢ - پری ناز