آستان جانان
امشب

امشب دلم تشنه می نابی است که دستان پر مهرت آن را به من بنوشاند .
امشب دلم تنگ تبسمی است که بر لبان تو نقش ببندد و مرا از هر چه غم است برهاند .
امشب دلم را مست می خواهم !
مست حضورت ؛ مست نگاهت ؛ و مست آن شمیم دلربایت ؛
و جز تو کیست که بتواند مرا از خود بی خود کند و به هفت آسمان سوق دهد ؟
امشب پریشانم ؛ آشفته ام ؛
آیا می شود دستانت را بر روی قلبم بگذاری تا قدری آرام شوم ؟
نمی دانی که چه قدر حضورت آرامم می کند ! و روح خسته ام را تسلی می بخشد .
پس حتی برای لحظه ای کنارم باش !
جمعه شبی بی انتها
25 / 7 / 82

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٢/٧/٢٩ - پری ناز