آستان جانان
در زير پاهای غفلت

پاييز آنقدر هم که مي گويند ، بد نيست . هر فصلي لطف خودش را دارد ، اما در پاييز حزن زيبا و غم لطيفي نهفته است که آدم را دچار يک آرامش قهوه اي و فراغت نارنجي مي کند .
پاييز ، بي اختيار و ناخود آگاه انسان را به ياد يک رحلت ، يک تحول و يک تجديد حيات مي اندازد .
اين خش خش برگهاي فسرده مرگ ، در زير پاهاي غفلت و بر گستره خيابانهاي نسيان حداقل خاصيتش اين است که يک سفر لا محاله و ناگريز را تداعي مي کند .
سفري که به دنبال يک برگ ريزان موقت پديد خواهد آمد و بهاري جاودانه را در پي خواهد داشت ...

دیروز ، روزهای جدایی را می شمردم ؛
ثانیه ها و دقیقه ها از من گریختند تا مبادا به خاطر بی تو بودن ، آنها را توبیخ کنم !
برایم دعا می کنی ای تنها مطلوبم ؟!!!

...

پيام هاي ديگران()     link     ۱۳۸٢/۸/۱٥ - پری ناز