به موعود ...

پيشكش به آنان كه با آرزو زيستند
و از درس انتظار ،
يك جمعه غيبت نكردند ...


تمام شب
براي تو
در آرزوي ديدن جمال تو
جمال دلرباي جانفزاي تو
به راه تو
نشسته ام ...
مگر بيايي از سفر
كه از فريب زندگي
و از تعفن گناه و بندگي
و از مرام مردمان روزگار
و از ظلام شام تار اين ديار
و از غروب كردگار
خسته ام ...
دلم
ز داغ غربتت
ز هجرتت
رداي سرخ كرده تن
كنون ببين كه از غمت
شكسته ام ...
اگر تمام عالمان
وگر تمام اين زمين و آسمان
و اين جهان و آن جهان
به جاي تو
به جاي چهره جوان تو
به جاي ديدن دو قوس ابروي كمان تو
به من دهند
من آن پرنده رها و خوشدلم
كه در رهت
ز هر چه بود علقه زمين دهد
رسته ام ...
من از زبان نخل هاي كوفه
و از زبان ريگها و ماسه هاي نينوا
و از زبان ارض كربلا
كه هر زمين به نام اوست
و از زبان كاظمين و سامرا
و از زبان شهر غم ، بقيع و ارض توس
و از زبان خاك كوچه هاي بي كسي
مدينه النبي
من از زبان كعبه و صفا و مروه
با تو حرف مي زنم
صداي من
صداي خواهش زمانه است
زمانه اي كه من از آن گسسته ام ...
تمام رودها تو را صدا كنند
تمام كوه ها و دشت ها
تو را صدا كنند
به چشم دل ببين
كه اين جهان و آن جهان
زمين و آسمان
همه به يك صدا و يك دهان
تو را صدا كنند
صداي نغمه هايشان شنو
كه از براي ديدن تو ساز مي كنند
گلي اگر ز خاك سر بر آورد
درختي ار به سوي آسمان
شاخه هاي سبز خود
دراز مي كند
و باد
اگر كه مي وزد
و رود
اگر كه ايستاده است و خامش است
و مهر
اگر كه در پي درخشش است
همه براي توست
همه در آرزوي ديدن تواند
و اين پيام روزگار ماست
ز من شنو
پيام روزگار را
مني كه دست و پاي
بسته ام ...
قسم به حق
قسم به روشناي آيه هاي حق
قسم به راست قامتان راه حق
قسم به خون عاشقان كشته در ره وصال حق
قسم به آفتاب
قسم به پاكي و زلال آب
قسم به عشق ناب
قسم به برگ سرخ آن شقايقي كه تيره شد
قسم به كوچه هاي بي كسي و چاه هاي پر ز خون
قسم به عاشقي ، جنون
قسم به صبر
قسم به ماه پشت ابر
قسم به اشك كودكان كوفه ؛ کودکان بي پدر
قسم به آن بريده سر
قسم به شمس و الضحي
به رمل هاي نينوا
قسم به تين
قسم به آن كلام آتشين
و آن نگاه واپسين
قسم به نور
قسم به نورها كه روي نيزه ها شدند
قسم به لاله ها
كه غرق خون شدند
قسم به كاروان شام
قسم به تيغ در نيام
تو را به مادرت قسم
بيا ... بيا
بيا كه منتظر نشسته ام ...

التماس دعا براي تعجيل در فرج آن حضرت ، تا بعد ...


exportImage.asp?s=cano&i=10225801&w=400&h=300

/ 30 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تخریب چی

ای نگار نازنین فاطمه (س) یادگار آخرین فاطمه (س) رخ عیان کن مه جبین فاطمه(س)

begharar

گاهی به نگاهی دل ما شاد بگردان---- قشنگ می نويسی . به من سر بزن تو این همه لینک یه حال هم به ما بده - اگه لگوی منو بزاری شرمنده کردی التماس دعا یاعلی

اسماعيل

ساعت از يك هم گذشته، خسته از كار و مطالعه شبانه، با خودم گفتم سري به وبلاگ در اوج تنهايي بزنم شايد چيز جديدي نوشته باشه. اومدم. بعد چي شد؟ اين شعر منو با خودش برد، به كجا؟ راستش نميدونم اينجا كجاست اما خيلي وقته كه ميام اينجا، اسمش اوجه ، اوج ، اوج

پاشا هاني

سلام! متن قشنگي بود، مثل همه‌ي متن‌هاي ديگه‌ات... يه سري هم به ما بزنيد و يه دعايي و خلاصه از اين حرف‌ها... يه‌خبرهاييه، بي‌خبر نموني!

kimia

دلم با اين شعری که نوشتی رفت....برای خودم پرينت گرفتم که تو دفترم بنويسمش....راستش من غروبهای جمعه سر کار هستم...اها يه هياتی می رم که درست مثل وب لاگ شما با صفاست ما رو هم دعا کنيد kimia

پر...و..ا..!!!!!

ا ! چه قدر دير رسيدم !!! خانمی بابا اينهمه خوبی ...برای خوب شدن بقيه هم دعا می کنی هيچ؟؟؟؟؟؟ همين!

سيد شيفته

الهم عجل لوليک الفرج.........ملتمس دعای خير شما

سعيده

خدايا قسم به غربت آقا فرجش را زود تر برسان

سکرتر

شب يلدا و تولد آقا داداش! هم مبارک...... چرا اينجا ها هيچ خبری نيست.. نکنه اشتباهی شده!