...

همیشه همین است رسم روزگار!
وقتی دلت می لرزد، یقین جایش را به شک می دهد.
وقتی می خواهی ادامه بدهی،‌ قدرت اختیار از تو سلب می شود و هزار شاهراه در مسیرت قرار می گیرد.
وقتی در خودت مانده ای، دیگران روزی ات می شوند.
وقتی می مانی که با خودت و اینان چه کنی، به تعداد اینان نیز افزوده می شود!
حالا که هر چه کنم، با من آن می کند که دلم رسم آموختنش را از یاد برده، تنها سکوت می کنم...!

دل و دین و عقل و هوشم همه را به آب دادی
ز کدام باده ساقی به من خراب دادی؟!

......................
...............
.......
..
.

دل از من؛
مهر از تو؛
اجازه هست کسی این میان دیوانه شود، جز تو؟!
آنش با من...

......................
...............
.......
..
.

چندی ست دلم بد مستی می کند!
پیاله ای قرارش می دهی؟!

/ 41 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی

دلخوش عشق شما نيستم اي اهل زمين، به خداوند که معشوق من بالايي است....

رها

بايد بگم ذوق مرگ شدم ديدم آپ کردی.

رها

پيامتم عوض نکن.

رها

یدشم که در مورد پستت چيزی ندارم بگم.چون احساسم گفتنی نيست.

رها

وقتی دلت می لرزد، یقین جایش را به شک می دهد. دلت كه لرزيد؛ديگه اوني كه بايد؛نيستي.چون حالا دلت جاي ديگس.

hoda

به جرم مستيم , مكن مرا زندانم من مسته , عشقه عليم چه گناهي دارم

من و دلتنگ

سلام خانوم خانوما گر طلب کنيم نگاهی،رسته ايم ...

سيد محسن

به نام حضرت دوست . نام مادر شريف شما ثبت گردید اگر حاج آقا هم افتخار میدهند از امروز شروع کنند نام ایشان نیز درج گردد. . در پناه حضرت دوست

سيد محسن

به نام حضرت دوست . پاسخ سئوال مطرح شده را تلفنی خدمت والد بزرگواراتان عرض کردم منهتی خدمت شما هم بيان کنم چون بيشتر اهميت کار گروهی و نفس اين موضوع که همه عزيزان اين تقيد را داشته باشند که روزانه در طرح شرکت کنند منطقی به نظر نميرسيد که محل گريزی برای اين کار گذاشته شود. . لذا احتياط واجب در انجام روزانه آن هست. . در پناه حضرت دوست